ما دو نفر
  
 
 
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 7 فروردین ماه سال 1387
پایان پسرک

"سلام، طبق قرار میخواستم که ببینمت که جواب ندادی، مواظب خودت باش"

به خودم مهلت داده بودم تا ۵ فروردین، مهلتم تموم شد و نتونستم ببینمت، نخواستی که ببینمت، همه تلاشمو کردم اما نخواستی، تموم شد، پسرک مرد، پسرک تموم شد.

دیگه پسرکی وجود نداره، اینجا دیگه فقط وبلاگ دخترکه.

(پسرک)


 
سه شنبه 28 اسفند ماه سال 1386
عیدت مبارک

عزیزتر از جانم

          عیدت مبارک

                    در کنار آرزوی سلامتی برای خودت و همه خانواده

                               بهترین و قشنگترین آرزوها رو برات دارم

                                              دوستت دارم

 

(پسرک)


 
جمعه 10 اسفند ماه سال 1386
کوهنوردی

(پسرک)


 
یکشنبه 28 بهمن ماه سال 1386
میلیونها آدم شهر منهای یکی

توی این شهر یه ملیون آدم زیبا و خوش مشرب زندگی می کنن. مردهای شوخ و سرزنده، دخترهای لوند و خوش آب و رنگ. خیلی هاشون شونه ای دارن که می تونی سرتو روشون بذاری و گریه کنی، خیلی هاشون دستی دارن که می تونی بگیری و تو خیابون باهاشون قدم بزنی. خیلی ها جفت چشم پر آبی دارن که می تونی بهشون ذل بزنی و عین دیوونه ها برقصی. خیلی ها لب مرطوبی دارن که تحمل نبوسیدنشون سخته. خیلی ها آغوش گرمی دارن که فراموشی بهت هدیه می دن. خیلی ها رختخواب نرمی دارن که توش رویاهاشون رو با تو شریک می شن. خیلیها چیزایی دارن که فقط تخیلت خبر داره که چقدر بهشون نیازمندی.
ولی یه نفر توی این شهر نیست، که از وقتی رفته نه چشمهات گریه دارن، نه پاهات حوصله خیابون گردی و رقص، نه لبهای خشکت از هم باز می شن برای بوسیدن، نه بدنت هوس گرم شدن می کنه و نه دیگه واقعاً تخیل رویایی برای دیدن برات می مونه.
اگه اون یه نفر هنوز دور و برته، بهش گوش بده.
اگه دوست داره دستت رو تو خیابون بگیره، دستش رو بگیر و از تجریش تا شوش عزیز باهاش قدم بزن، حتی اگه متنفری دستت رو تو خیابون بگیرن.
اگه خواست، وسط میدون شوش باهاش ازدواج کن. حتی اگه آیه عربی اش یادت نبود.
اگه خواست ساکت بشین و هیچی نگو، حتی اگه پر از حرف بودی.
اگه دستش رو دراز کرد حتی با آهنگ لامبادا هم باهاش برقص، حتی اگه از ناف تا زانوت رو گچ گرفتن و تکون نمی خوره.
اگه خواست باهاش برف بازی کن حتی اگه چل درجه تب داشتی.
اگه خواست توی مهمونی اعدام صدام هم برو حتی اگه از صدام و مهمونی و اعدام متنفری.
اگه خواست بمیر، حتی اگه لبالب از زندگی بودی.

برای اینکه هر یه ملیون آدم شهر هم اگه جمع بشن، هیچ کدوم غیر اون نمی فهمن که تو چی می خوای

منبع : اینجا

(پسرک)


 
چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386
روز عاشقان مبارک

برای داشتن چیزی که تاحالا نداشتی

کسی باش که تاحالا نبودی

Happy Valentine day

 

(دخترک) 


 
جمعه 5 بهمن ماه سال 1386
بهشت و دوزخ

می‌دونی

بهشت و جهنم یک دروغ بزرگ بود

بهشت این‌جاست

در داشتن تو

جهنم این‌جاست

در نداشتن تو

 

(پسرک)


 
یکشنبه 30 دی ماه سال 1386
خدایا

خدایا 

گر من بد کنم

                    تو را بنده دیگر بسیار است

تو اگر مدارا نکنی

                 ما را خدای دیگری کجاست ؟

(دخترک)


 
یکشنبه 9 دی ماه سال 1386
بدون شرح

داشتم اینو مینوشتم که زنگ زدی
باز ناله کردم و باز دلایلت رو تذکر دادی و مژده!! حضور خواستگار قابل توجه
اما هیچ به این مسئله فکر کردی که :

من نباشم

  کی تو رویا, موهاتو ناز میکنه؟

  کی با بالهای شکسته, با تو پرواز میکنه؟

  راست بگو, من که نباشم, اخمهای پیشونیتو

  کی میاد, دونه دونه, با حوصله, باز میکنه؟

 

من نباشم

   کی میاد , ناز نگاتو میخره؟

   کی میاد, دنبال تو, تورو تا خورشید ببره؟

   کی میگه, حقها همیشه با توئه؟

   واسه ی, خاطر تو, جون میده پشت پنجره

 

من اگه نباشم

   کی واسه همیشه, تورو میپرسته؟

   کی برات میمیره؟

   کی نمیشه خسته؟

   کی تو رو میذاره , روی دوتا چشماش؟

   کی اگه نباشی میگیره نفسهاش؟

 

من اگه نباشم, من اگه نباشم, من اگه نباشم, من اگه نباشم.

 

من نباشم

   کی تحمل میکنه حال تورو؟

   با رقیب رفتن و اذیتها و آزار تورو

   تو خودت, داور بینمون شو بگو

   کیه که, جواب نده, تلخی رفتار تورو؟

 

 

من نباشم

   کی برات قصه میگه تا بخوابی؟

   کی میاد سراغ رویات, تو شبای مهتابی؟

   کی بیداره, تا تو خوابت ببره؟

   کی قایم میشه توی, ابرا که راحت بتابی

   کی قایم میشه توی, ابرا که راحت بتابی

 

من اگه نباشم

   کی واسه همیشه, تورو میپرسته؟

   کی برات میمیره؟

   کی نمیشه خسته؟

   کی تو رو میذاره , روی دوتا چشماش؟

   کی اگه نباشی, میگیره نفسهاش؟

 

من اگه نباشم, من اگه نباشم, من اگه نباشم, من اگه نباشم.

خوب حتما فکر کردی دیگه
آخه تو که من نیستی تا بدونِ فکر کاری بکنی

از ته دل برات آرزوی خوشبختی دارم

(پسرک)


 
یکشنبه 9 دی ماه سال 1386
شعر
 

ای که می پرسی نشان عشق چیست؟ /عشق چیزی جز ظهور مهر نیست !

عشق یعنی مهر بی چون و چرا/ عشق یعنی کوشش بی ادعا

عشق یعنی مهر بی اما ، اگر/ عشق یعنی رفتن با پای سر

عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست /عشق یعنی جان من قربان اوست

عشق یعنی خواندن از چشمان او /حرف های دل ، بدون گفتگو

عشق یعنی عاشق بی زحمتی/عشق یعنی بوسه ی بی شهوتی

عشق ، یار مهربان زندگی /بادبان و نردبان زندگی

عشق یعنی دشت گلگاری شده/در کویر چشمه ای جاری شده

یک شقایق در میان دشت خار / باور امکان با یک گل بهار
 
در خزانی برگ ریز و زرد و سخت /عشق ، تاب آخرین برگ درخت

عشق یعنی روح را آراستن/بی شمار افتادن و برخاستن

عشق یعنی زشتی زیبا شده /عشق یعنی گنگی زیبا شده

عشق یعنی مهربانی در عمل/خلق کیفیت به کندوی عسل

عشق یعنی گل به جای خار باش /پ ل بجای این همه دیوار باش

عشق یعنی یک نگاه آشنا  /دیدن افتادگان زیر پا

زیر لب با خود ترنم داشتن/بر لب غمگین تبسم داشتن

عشق ، آزادی ، رهایی ، ایمنی/ عشق ، زیبایی ، زلالی ، روشنی

عشق یعنی تنگ بی ماهی شده/عشق یعنی ماهی راهی شده

عشق یعنی آهویی آرام و رام/عشق یعنی صیادی بدون تیر و دام

عشق یعنی از بدی ها اجتناب/ بردن پروانه ها از لای کتاب

 

عشق یعنی کاهش رنج بشر/  در میان این همه غوغا و شر

ای توانا ، ناتوان عشق باش/ پهلوانا ، پهلوان عشق باش

 

   ای دلاور ، دل بدست آورده باش/در دل آزرده منزل کرده باش

 

  عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر / واگذاری آب را بر تشنه تر

 

    عشق یعنی ساقی کوثر شدن /بی پر و بی پیکر و بی سر شدن

 

 عشق یعنی خدمت بی منتی/ عشق یعنی طاعت بی جنتی

 

 گاه بر بی احترامی/احترام بخشش و مردی به جای انتقام

 

عشق را دیدی ،خودت را خاک کن/ سینه ات را در حضورش چاک کن    

عشق آمد ، خویش را گم کن عزیز /قوت ات را قوت مردم کن عزیز   

عشق یعنی مشکلی آسان کنی /دردی از درماندی درمان کنی

عشق یعنی خویشتن را گم کنی/ عشق یعنی خویش را گندم کنی

عشق یعنی نان ده و از دین مپرس/ در مقام بخشش ، از آئین مپرس   

هر کسی او را خدایش جان دهد/ آدمی باید که او را نان دهد   

در تنور عاشقی سردی مکن/ در مقام عشق ، نامردی مکن  

لاف مردی میزنی ، مردانه باش/ در مسیر عاشقی افسانه باش  

دین نداری ، مردمی آزاده باش/ هر چه بالامیروی افتاده باش    

در دین ، دکانداری مکن/ چون به خلوت میروی کاری مکن  

عشق یعنی ظاهر باطن نما /باطنی آکنده از نور خدا   

عشق یعنی آنچنان در نیستی/ تا که معشوقت نداند کیستی

عشق یعنی ذهن زیبا آفرین/آسمانی کردن روی زمین

عشق یعنی مست شو گر عاقلی/ از شراب غیرانگوری ولی

هر که با عشق آشنا شد ، مست شد/ وارد یک راه بی بن بست شد

کاش در جامم شراب عشق باد/خانه جانم شراب عشق باد

هر کجا عشق آید و ساکن شود/هر چه ناممکن بود ممکن شود

در جهان هر کار خوب و ماندنی ست/ رد پای عشق در او دیدنی است

شهرهاس خوب دیوان جهان   / شر عشق است و سرود عاشقان

سالک آری عشق رمزی در دل است/ شرح و وصف عشق ، کاری مشکل است

عشق یعنی شور هستی در کلام/ عشق یعنی شعر ، مستی ، والسلام


 
چهارشنبه 5 دی ماه سال 1386
بازم عشق

یه دوستی تو وبلاگش گفته :

"عشق، نه صرف به معنای افلاطونیش، ظرفیت و گنجایش می خواد که کمتر آدم دوپایی پذیراشه... دوست داشتن حقیقی که شامل ملاکهای عادی و ظاهری نباشه، نه سن و سال میشناسه نه تناسب طبقات اجتماعی نه ثروت نه تحصیلات و نه هیچ چیز دیگه فقط و فقط کافیه که دو نفر لحظه های خوشی رو با هم بگذرونن و لذت اون هم صحبتی و اوقات رو احد و الناس دیگه ایی نتونه بهشون بده اونوقته که می تونی با اطمینان بگی دوستت دارم، فقط بخاطر خودت و بدون هیچ حساب و کتابی ... "

قلبم با اطمینان میگه که .......
اما چه فایده داره که کسی بدونه قلبم چی میگه؟

(پسرک)

 


 
یکشنبه 2 دی ماه سال 1386
راه زندگی

هر از گاهی توقف فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش رو 

گاهی برای رسیدن باید نرفت


(دخترک)


 
شنبه 24 آذر ماه سال 1386
دنیا

اگر دیدی دنیا برات مفهومی نداره

تحمل کن

شاید خودت دنیای کسی باشی

(دخترک)


 
دوشنبه 19 آذر ماه سال 1386
کعبه

به کعبه گفتم

تو از خاکی منم از خاکم پس چرا باید به دور تو بگردم ؟

ندا آمد که تو با پا آمدی باید بگردی .

برو با دل بیا تا من بگردم ...

 

(دحترک)


 
جمعه 16 آذر ماه سال 1386
حرف دل

گاهی یه شعر٬ گاهی یه موسیقی٬ گاهی یه منظره و گاهی نوشته ای توی یک وبلاگ حرف دل آدمو بهتر از خود آدم میزنه.

با اجازه نویسنده وبلاگ "از پشت پنجره" :

یادت میاد اولین باری که دیدمت؟ عاشقت شدم. یادت میاد اولین خنده ای که به من کردی؟ سرخ شدم. اولین بار که دستت رو تو دستم گرفتم همه وجودم شوق بود. اولین بار که اتفاقی تنت بر تنم نشست تنم گرم شد. برای همیشه. یادت میاد می خندیدی؟ خنده هات دلم رو دزدید مثل چشمات. یادت میاد اولین بار که باهم رفتیم بیرون؟یه روز بهاری بود. یادت میاد اولین بار پیشم رقصیدی؟ توی اون همه آدم هیچ کسو جز تو نمیدیدم و دلم باهات می رقصید. وقت هایی هم که منو نمی دیدی زیر چشمی نگات می کردم! هنوزم باهات می رقصم. یادت میاد چشماتو برام بهم میزدی؟ چشمکهات مثل خنجر دلمو زخم می کرد و مثل زغال قلیون تنمو گرم می کرد. یادت میاد اولین بار که به اسم کوچیک صدام زدی؟ اون موقع دنیا مال من بود. یادت میاد بهم سلام میدادی؟ اونا سلام نبود ترانه بود. هنوز تو گوشمه. یادت میاد شبایی که می خوابیدی؟ اون موقع من بیدار بودم. یادت میاد پیاده رو های شهرو؟ هنوزم اونجا میرم و باهات حرف می زنم. خدا حافظیات یادت میاد؟ اون موقع من می مردم. اون موقع پوچ می شدم. زندگی برام معنی نداشت. آخرین نگاه یادته؟ هنوزم آخرین نگاهت مثل قاب عکس رو دیوار قلبمه.

●تورا هرگز از یاد نخواهم برد ...

(پسرک)


 
سه شنبه 13 آذر ماه سال 1386
ماه من

سنگ در برکه میاندازم و می پندارم

                                                   با همین سنگ زدن ماه بهم می ریزد

کی به انداختن سنگ پی در پی در آب

                                                  ماه را می شود از حافظه آب گرفت ؟!

 

(دخترک)


 
جمعه 9 آذر ماه سال 1386
هیچی

هیچی
فقط نوشتم و پاک کردم و باز نوشتم و پاک کردم و باز نوشتم وپاک کردم و باز .....
تا الان که باطری نوت بوک داره تموم میشه

(پسرک)


 
سه شنبه 6 آذر ماه سال 1386
طلب عشق

یادمان باشد از امروز جفائی نکنیم  گر که در خویش شکستیم صدائی نکنیم
خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد بهر بهبود ولی فکر دوائی نکنیم
جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم شکوٍه از غیر خطا هست خطائی نکنیم
یاور خویش بدانیم خدایاران را جز به یاران خدادوست وفائی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پائی نکنیم
گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم تا بهاران نرسیده ست هوائی نکنیم
گله هرگز نبود شیوه ی دلسوختگان با غم خویش بسازیم و شفائی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش ساز و نوائی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم زغفلت من و مائی نکنیم
و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق جز برای دل محبوب دعائی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست یادمان باشد از این کار ابائی نکنیم

(دخترک)